والدگری

قفس های والدگری

قفس های والد گری

چیزهایی هست که در والدگری نمی‌دانیم!

اگر گذرتان به باغ پرندگان افتاده باشد حتما دیده‌اید که فضای کلی محوطه باغ با تورهای بزرگی محصور شده که منطقه نگهداری پرندگان را از فضای اطراف آن جدا می‌کند؛ پرندگان در این محیط محصور آزادانه پرواز می‌کنند اما شاید هیچ‌گاه تورهایی که در بند آن گرفتار شدند را نبینند و از دنیای بزرگ و آزاد پیرامون‌شان بی‌خبر باشند و به فکر بیرون رفتن از آن نیفتند!

دنیای والدگری هم بسیار شبیه به باغ پرندگان است! گاهی میان قفس‌ها و تورهایی محصور می‌شویم که چون آنها را نمی‌بینیم، از دنیای تربیتی بزرگتری که رشد صحیح فرزندانمان را تضمین می‌کند بی‌خبریم! شاید از خواندن عنوان «قفس‌های والدگری» تعجب کرده باشید... پس با ما همراه باشید تا درباره این قفس‌ها کمی بیشتر بدانیم؛ دام‌هایی که ما را در خود گرفتار کرده‌اند اما چون ذهنی و غیرملموس هستند به چشم نمی‌آیند و همه ابعاد زندگی ما را تحت‌الشعاع قرار می‌دهند.

در ادامه می‌خوانیم:

  • منظور از قفس والدگری چیست؟!
  • معرفی قفس‌های والدگری
  • بررسی سه مدل تربیتی رایج اما اشتباه!
  • راهکار پیشنهادی

پدر و مادر عزیز! آیا شما هم در قفس گیر افتاده‌اید؟!

برای پاسخ به این سوال و درک بهتر مفهوم قفس‌های والدگری، لازم است ابتدا با مفهوم مدل‌ ذهنی آشنا شویم؛ مدل‌های ذهنی درواقع همان عینک‌هایی هستند که ما به چشم می‌زنیم و از طریق آن دنیا را می‌بینیم. داستان مدل‌سازی ذهنی از جایی شروع می‌شود که ما می‌کوشیم شکلی ساده از دنیای اطراف را در ذهن ترسیم کنیم و بخش اعظمی از این کار به صورت ناخودآگاه از طریق آموخته‌ها، تجارب قبلی، شنیده‌ها و دیده‌ها و ارتباطات با دیگران شکل می‌گیرد. مدل ذهنی ما در کیفیت تصمیم‌گیری و تجزیه و تحلیل آنچه در پیرامون ما می‌گذرد نقش دارد. گاهی این پیش‌فرض‌های ذهنی مانعی برای رشد ما و تصمیم‌گیری صحیح ما می‌شوند. منظور از قفس‌های والدگری آن دسته از موانع ذهنی هستند که موجب کنترل‌گری، حساسیت شدید یا تذکر دادن بیش از اندازه در مدل تربیتی می‌شوند و ما را ناخودآگاه وارد مسیری می‌کنند که یا از والد بودن خود احساس خستگی یاس،  ناامیدی و سردرگمی داریم و یا فرزندان خود را موجوداتی عجیب با رفتارهای عجیب‌تر می‌پنداریم که دچار اختلالات گوناگون هستند. پس لازم است کمی بیشتر با این قفس‌ها آشنا شویم تا باور کنیم وجود دارند و مانع دیدن دنیای بزرگتر و آزادتر والدگری‌مان هستند؛ در ادامه به بررسی و معرفی دو نوع معروف و مشهور آنها می‌پردازیم! موانع ذهنی‌ای که به قدری با ما عجین‌ شده‌اند که شاید ندانیم وجود دارند و قدرتی دارند که می‌تواند تیشه به ریشه‌ی ما و نقش‌های تربیتی‌مان بزند!

قفس اول: تصویرسازی آرمانی

شاید شما هم جزء آن دسته از افرادی باشید که وقتی کودکی خود را مرور می‌کنید لحظات نه چندان خوشایندی را به یاد آورید که با «بچه‌ی مردم» قیاس شدید! بچه‌های مردمی که همیشه تمیز و منظم بودند، اتاق‌ها و وسایل مرتب داشتند، در درس و ورزش می‌درخشیدند، احترام بزرگترها را داشتند، مبادی آداب، سربه زیر و آرام و ساکت بودند، در المپیادهای مختلف مقام می‌آوردند و حافظ کل قرآن و اشعار و دیوان‌ها بودند، در رشته‌های ورزشی مختلف مدال کسب کرده بودند و همیشه بی‌چون و چرا حرف پدر و مادر خود را گوش می‌کردند و هیچ اظهار نظر و مخالفتی نداشتند و... بچه‌هایی که هیچ‌گاه در دنیای واقعی آنها را نمی‌دیدیم اما با آنها قیاس می‌شدیم و سال‌ها طول کشید تا بدانیم اصلاً وجود خارجی نداشتند! اگر هیچ کدام از این حس‌ها را در کودکی تجربه نکردید باید به شما برای داشتن والدین آگاه تبریک گفت؛ اما حتما می‌دانید که قیاس شدن با دیگری ]به خصوص اگر آنْ دیگری ایده‌آلِ دست‌نیافتنی باشد[، فارق از سن و سال، حس خوشایندی در انسان به وجود نمی‌آورد.

یکی از آسیب‌های جدی والدگری، تصویرسازی آرمانی است. پدر و مادرهایی که پیش از فرزنددار شدن و حتی پیش از ازدواج از طریق مشاهده فیلم‌ها و سریال‌ها، شرکت در کارگاه‌های مختلف، آگاهی غلط، ارتباط با افراد آرمان‌گرا و... تصویری آرمانی و بی‌عیب و نقص از فرزند خود در ذهن ترسیم می‌کنند و از بدو تولد سعی دارند فاصله فرزند خود را با آن تصویر رویایی کم و کمتر کنند یا با قیاس مداوم کودک خود با کودک آرمانی، برنامه‌های عجیب و غریبی را طراحی و اجرا می‌کنند. البته تجربه‌های شخصی و شکست‌ها و ترس‌های کودکی این والدین در شکل‌گیری این تصویر ذهنی نقش مهمی ایفا می‌کند چراکه مدام در تلاش‌ هستند کودک‌شان همانی شود که آنها نتوانستند بشوند و سعی دارند نداشته‌ها و نشدن‌های خود را مورد کودک‌شان به نوعی افراطی جبران کنند.

آرمان‌گرایی یک آسیب بزرگ در مسیر تربیت و رشد کودک است. برای درک چرایی آن کافی است لحظاتی را به یاد بیاورید که با دیگران مقایسه شده‌اید. همان بچه‌های مردمِ بی‌‌عیب و نقص و کاملی که هیچ‌گاه واقعی و دست‌یافتنی نبودند. قیاسِ مداوم کودک با فردی ایده‌آل چه به صورت مستقیم از طریق کلام و چه به صورت غیرمستقیم و از طریق تصمیم‌گیری و برنامه‌ریزی یک‌جانبه و فشار وارد کردن به کودک برای نزدیک شدن به مدل ذهنی مطلوب ما، نه تنها از او فردی کامل نمی‌سازد بلکه موجب می‌شود کودک از آنچه که می‌تواند باشد هم فاصله بگیرد و نتیجه چیزی جزء تضعیف شخصیت و آسیب جدی به عزت نفس او نخواهد بود.

قفس دوم: اهدافِ پوشالی

عدم قیاس با مدل ایده‌‌آل ذهنی به این معنا نیست که تصویر ذهنی برای آینده ترسیم نکنیم. همه ما اهداف مشخصی برای زندگی فردی و اجتماعی، زندگی مشترک و زندگی خانوادگی خود در نظر داریم. داشتن اهدافی معین و معقول که ما را به آنچه از خود انتظار داریم می‌رساند، بسیار هم مطلوب است اما نکته اینجاست که این اهداف نباید دوردست و غیرقابل دسترس باشند و در مسیر رسیدن به آنها نباید سرگرم اهداف فرعی شویم که نه تنها ما را به قله‌ای که در نظر داریم نمی‌رسانند بلکه به قدری ما را به خود مشغول می‌سازند که از فکر کردن به ادامه مسیر و رسیدن به هدف اصلی باز می‌مانیم.

در مورد جایگزینی اهداف پوشالی به جای اهداف اصلی در مسئله تربیت به مثال‌های متعددی می‌توان اشاره کرد اما چیزی که شاید دغدغه و مبتلابه بسیاری از مادرها باشد، حساسیت روی تمیزی، نظم و نظافت کودکان است. حساسیت بیش از حد و وسواس افراطی در این زمینه که حتی مانع بازی کودک در فضاهای طبیعی، تجربه و کشف او می‌شود. اهمیت به نظافت و منظم بودن خوب است اما تا جایی که جایگزین هدف اصلی که رشد و تربیت صحیح کودک است، نشود که اگر این‌گونه باشد آسیب‌ها و اختلالات جدی شخصیتی را در پی دارد که جبران آن سخت یا غیرممکن خواهد بود.

کمی فکر کنید؛ در مسیر تربیت فرزندتان چه مواقعی کامل‌گرایی شما موجب شده از اصل باز بمانید و اهداف پوشالی را جایگزین اهداف اصلی کنید؟

همان‌طور که گفتیم مدل‌های ذهنی بر اثر تجاربی که از سر گذراندیم، تعاملات و نحوه مواجهه دیگران با موضوعات، آگاهی‌ها و... در ذهن‌ ما نقش بسته و امری طبیعی تلقی می‌شود اما فاجعه آنجاست که بکوشیم همه چیز را در ظرف مدل‌های ذهنی خود بگنجانیم و اگر واقعیتی در مدل‌های ما نگنجید، آن را انکار کنیم. این قالبی‌اندیشی، آفت بزرگی در مسئله تربیت است.

از طرفی مدل‌های تربیتی مختلفی وجود دارند که هر والد حسب ارزش‌ها، اهداف، خواسته‌ها و تمایل و تجارب خود به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه یکی از آنها یا ترکیبی از آنها را انتخاب و به آن عمل می‌کند؛ در ادامه قصد داریم به بررسی اجمالی سه مدل تربیتی اشتباه اما رایج در بین والدین بپردازیم و برای برون رفت از هر کدام راهکارهایی ارائه دهیم.

مدل تربیت کارخانه‌ای!

یا همان تربیت پادگانی! مدلی که می‌کوشد مانند سربازخانه، به اجبار و با قالبی‌سازی همه‌ی ارکان، یک خروجیِ مشخص ]مثلا انسان کامل![ تحویل دهد. وقتی همه چیز در این روش باید در چارچوب خاص با قاعده و قوانین مشخص و طبق نقشه از پیش تعیین شده پیش برود و کمترین انعطافی وجود ندارد. کودکی که مانند ماشین کوکی برای اهداف مشخصی کوک می‌شود و باید به همان جایی برسد که برایش در نظر گرفته شده است؛ درست مانند کارخانه‌ای که همه دستگاه‌ها در نظمی معین درتلاش هستند تا مواد خام را به یک محصول نهایی تبدیل کنند. شاید این مدل کمی دور از ذهن و عجیب و غریب به نظر برسد اما نگاه سنتی آموزش و پرورش فعلی به دانش آموزان دقیقاً برگرفته از چنین مدل تربیتی است! که نه تنها همه کودکان را یکسان و شبیه به هم در نظر می‌گیرد که تلاش می‌کند به آنها بیاموزد برای بیشتر شبیهِ هم شدن و کسب نمره بالاتر تلاش و با تمام قوا به سمت آنچه قالبِ ذهنیِ مطلوبِ جامعه است، حرکت کنند. خیلی هم عجیب نیست! اگر ما هم هرجایی درگیر چارچوب‌های عرف شدیم و خارج از توان، ظرفیت، نیاز، استعداد و علایق فرزندمان برنامه‌ریزی کردیم، پیرو این مدل تربیتی بوده‌ایم. این نگاه همه چیز را با تراز خودش اندازه می‌گیرد و حاصل انعطاف کم و سخت‌گیری زیاد والدینی است که می‌خواهند فرزندشان شبیه رویاهایشان باشد و برای حصول این خروجیِ معین، از هیچ تلاشی دریغ نمی‌کنند.

مدل تربیت‌ ذره‌بینی!

والدینی که علاقه افراطی به کسب آگاهی در مورد مسائل مختلف تربیتی، پزشکی، والدگری و... دارند و با حساسیت و وسواس بالا، همیشه درحال تحلیل و بررسی دیدگاه‌های مختلف و تطبیق آن با کودک خود هستند والدین ذره‌بینی نامیده می‌شوند! جزئی‌نگری افراطی این والدین حاصل انباشت انبوه اطلاعات آنهاست. انبوه اطلاعاتی که آنها را تبدیل به دایره‌المعارف سیار متحرک می‌کند که از قبل درباره همه وقایعی که قرار است کودک تجربه کند اطلاعات دارند و دائماً مشغول طراحی‌های‌ پیچیده و مهندسی برای فرزند خود هستند. تصور چنین والدینی این است که اگر همه چیز طبق آنچه می‌خواهند پیش برود خروجی ایده‌آل ذهنی آنها یک انسان بدون نقص و کامل است که مو لای درزش نمی‌رود! از آنجایی که این نگاه ذره‌بینی، دقت اندازه‌گیری بالا و همه‌جانبه‌ای دارد، هیچ چیز از چشم آنها پوشیده نمی‌ماند و ریزترین خطاهای طبیعی کودک به بزرگترین اشتباهات تعبیر و تفسیر می‌شوند و این نگاه به شدت آسیب‌زا موجب سخت‌گیری‌ها مداوم از سوی والدین و لجبازی‌های پی در پی کودکان می‌شود. البته ناگفته نماند که لجبازی کمترین آسیبی است که این روش تربیتی می‌تواند داشته باشد!

مدل تربیت گلخانه‌ای!

شاید بارها با این مفهوم مواجه شده باشید. پرورش کودک در محیطی ایزوله به لحاظ بهداشتی، سلامتی، تربیتی، امنیتی و...؛ والدینی که از ترس مواجهه کودک با عناصر ناامن، در نقش محافظان امنیتی فرومی‌روند و همواره در تلاش هستند بالاترین سطح پروتکل‌ها را رعایت و اجرا کنند تا فرزندشان به ایمنی صددرصدی برسد. واقعیت این است که جامعه‌پذیری در کودکانی که در محیط گلخانه‌ای و به دور از محیط طبیعی جامعه رشد می‌کند به خوبی اتفاق نمی‌افتد و آنها را در آینده در مواجهه با کوچکترین مسائل طبیعی اجتماع، دچار مشکل و بحران خواهد کرد.

قفس‌های والدگری نامرئی اما غیرقابل انکار!

اگر مدل تربیتی شما با هیچ‌کدام از مدل‌های تربیتی که در نقد آنها نوشتیم قرابت ندارد که احسنت! خوش به حالتان، بروید و با خیال راحت به والدگری خود ادامه دهید اما اگر با متن بالا کمی هم‌ذات پنداری کردید و مصادیق هر مدل تربیتی را در خود و در نسبت با فرزند یا حتی اطرافیان یافتید، ادامه متن را از دست ندهید 😊

اگر با خودمان روراست باشیم همه‌ی ما کم یا زیاد، خواسته یا ناخواسته، خودآگاه یا ناخودآگاه، افراطی یا متعادل، همیشگی یا در برخی برهه‌ها، دچار چنین دیدگاه‌ها و قالب‌هایی در زندگی‌مان بوده یا هستیم؛ مهم این است که این قالب‌ها را خوب ببینیم و با آگاهی از آسیب‌های تربیتی آن، در تلاش برای تغییر باشیم.

راهکار چیست؟!

خواندن این نکات خالی از لطف نیست!

 

  • باور داشته باشیم به «ربّ العالمین»! ما در نظام آفرینش، خودمان هم متربی هستیم. یگانه مربی عالم، خداوند است و ما هم در مسیر رشد و تربیت قرار داریم. هدایت به دست خداست و ما هم با مادر یا پدر شدن رسالتی را به دوش می‌گیریم تا بستر رشد امانت‌های خداوند را فراهم کنیم پس همه امور را به او بسپاریم البته این به معنای نفی نقش تربیتی والدین نیست بلکه به معنای کنار گذاشتن حساسیت‌ها و سخت‌گیری‌ها و کنترل‌گری‌های افراطی است!
  • نگاه نتیجه‌گرا و قالبی اندیشی را کنار بگذاریم. قرار نیست حتما همه معادلات طبق فرمول ما حل شوند. A همیشه نمی‌دهد B! نتیجه نباید موضوعیت داشته باشد اگر بستر مناسب فراهم شود، مسیر هم می‌تواند اثر تربیتی داشته باشد و لزوماً حصول نتیجه عالی ]یا بهتر است بگوییم نتیجه‌ای که مورد انتظار ما است[، به معنای موفقیت کامل نیست. چه بسیار کودکان مبادی آدابی که تنها در حضور والدین به آن پایبند هستند که ارزش تربیتی ندارد. فارق از نتیجه، فرآیندی که کودک برای درونی شدن آداب طی می‌کند مهم است و والدین باید به دور از فضای جبری، در کودک میل و انگیزش درونی ایجاد کنند.
  • آنچه در روایات به عنوان وظایف والدین بیان شده در حد بسترسازی، تسهیل‌گری و انتقال مفاهیم است فلذا نیاز به کار پیچیده‌ای نیست؛ بهتر است از بندِ فضای کارخانه‌ای و آنچه دنیای مدرن می‌خواهد از انسان بسازد بیرون بیاییم و نگاهی وسیع‌تر به تربیت فرزند داشته باشیم و انسان را با تمام ویژگی‌های فطری آن بشناسیم و شرایط را طوری فراهم کنیم که از اصلِ انسان بودن خویش دور نشود.
  • بسیاری از مشکلات نیاز به زمان دارند تا حل شوند و برخی مشکلات نیز بدون اینکه دیده شوند حل می‌شوند. پس مسیر والدگری نیازمند صبر و ندیدن‌هاست. اگر عینک ذره‌بینی را از چشم برداریم و مشکلات را بزرگنمایی نکنیم بسیاری از چالش‌ها حل می‌شود. گاهی هم به جای رصد لحظه‌ به لحظه فعالیت‌های کودک با مشغول شدن به کارهای مورد علاقه‌مان، کمی هم برای خودمان باشیم و به کودک استقلال بدهیم.
  • دوری از هیاهوی دنیا و رسانه‌ها می‌تواند به پالایش ذهنی‌مان کمک کند. استفاده نامحدود از فضای مجازی و قرار گرفتن در معرض بمباران اطلاعاتی موجب می‌شود به چیزهایی مشغول شویم که فرصت خلوت کردن را از ما سلب می‌کند. وقتی با خودمان خلوت می‌کنیم اشتباهاتمان را بهتر می‌بینیم و اشتباهات فرزندمان را طبیعی دانسته و آنها را راحت‌تر می‌پذیریم و از اشتباهاتی که ممکن است در مسیر تربیت مرتکب شده باشیم راحت‌تر می‌گذریم. علاقه‌هایمان را بهتر می‌شناسیم و برای آن وقت می‌گذاریم.
  • به جای پرورش کودک در یک گلدان با محافظت بالا در یک گلخانه‌ی امن، به فکر ساختن باغچه‌ای برای رشد و پرورش فرزندمان باشیم. گیاهی که سرما و گرما ندیده باشد مقاوم نیست و در محیط طبیعی پژمرده می‌شود و از بین می‌رود. رشد کامل کودک در محیط طبیعی اتفاق می‌افتد و محیط ایزوله از او جنین زودرسی می‌سازد که آمادگی قرارگیری در محیط واقعی را ندارد و نمی‌تواند ادامه حیات دهد.

«مائده مرادی»

قفس های والد گری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.