دسته‌بندی نشده

قصه ، زبان دوم کودک

قصه گویی
در باب قصه و اهمیت قصه گویی

قصه ، زبان دوم کودک

این قصه سر دراز دارد!

آخرین کتاب داستانی که خوندید رو به یاد دارید؟ تا حالا شده داستانی از زندگی خودتون برای کسی بازگو کنید؟ اصلا تا حالا برای بچه‌ها قصه گفتید؟

حتی اگر هیچ کدوم از این تجربه‌ها رو نداشته باشید، حتما با یادآوری طعم شیرین قصه‌های بچگی‌تون‌ احساس لذت‌بخشی رو تجربه می‌کنید. شاید مامان بزرگ مهربونی داشتید که براتون از روزگار قدیم قصه می‌گفته یا پدربزرگی که خاطرات جوانی‌ش رو با آب و تاب براتون تعریف می‌کرده. شاید هم شب‌ها با قصه‌های مادر یا پدرتون به خواب می‌رفتید. میشه گفت از زمانی که قدرت شنوایی انسان تکامل پیدا می‌کنه و مغز می‌تونه اطلاعات دریافتی رو پردازش و ارتباطی معنادار بین کلمات برقرار کنه، از شنیدن و خوندن قصه‌ها لذت برده و میل به جستجوگری و کشف دنیای ناشناخته‌ها هست که باعث میشه این لذت از کودکی تا بزرگسالی همراه انسان باشه.

پیشینه قصه‌گویی در ایران هم تقریبا به دوران باستان برمی‌گرده و مردم برای سرگرمی یا انتقال تجربه و ثبت تاریخ برای نسل‌های آینده به داستان‌گویی روی آوردند. همون‌طور که می‌دونید ادبیات کهن ما هم مملوء از روایت‌ها و حکمت‌هایی هست که در قالب شعر و داستان نوشته شدند. مهم‌تر از همه اینکه خالق بهترین کتاب زندگی بشر، یک سوم از این کتاب راهنما رو به نقل داستان‌هایی از گذشتگان اختصاص داده و برای روشن شدن راه انسان و فهم عمیق مسائلی که در تربیت و سعادتش نقش داره، رهنمودهایی رو به زبان ساده و قابل فهم در قالب داستان بیان کرده. تاجایی‌که در آیه‌ای نورانی از قرآن مستقیما به پیامبر عزیز (ص) سفارش شده:

«این داستان را (برای بشر) حکایت کن تا تفكر كنند و در نتيجه، مطيع حق شده، از باطل بيرون آيند.»

 

اگر علاقه‌مند هستید بیشتر درباره قصه و اهمیت قصه‌گویی در کودکان بدونید، با ما همراه باشید چون این قصه سر دراز داره!

در ادامه می‌خوانیم:

  • تعریف قصه
  • ویژگی‌های رشدی کودک در هفت سال اول
  • اهمیت و فواید قصه‌گویی
  • ویژگی‌های قصه برای زیر هفت سال
  • کاربرد قصه
  • مهارت‌های لازم برای قصه‌گویی و انواع قصه


قصه گویی

حالا وقتشه که بگیم داستان چیه؟! 😊

قصه از اجزایی ساخته شده که یک هدف مشخصی رو دنبال می‌کنند. شخصیت‌ها در طی مجموعه‌ای از رویدادها در یک فضاسازی مشخص با گره‌هایی مواجه میشن و برای حل گره‌ها تلاش می‌کنن. درواقع قصه روایتی از سرگذشت یک یا چند قهرمان (شخصیت) هست که می‌تونه براساس واقعیت یا کاملا خیالی ساخته بشه.

نویسنده توانمند هم کسیه که داستانی بنویسه که در ذهن خواننده/شنونده تموم نشه و بتونه با مخاطب پیوندی برقرار کنه که در بطن زندگیش جاری باشه. این الهام بخشی به تعبیری همون الگوسازی از قهرمان‌های داستان‌هاست.

همه ما می‌دونیم که داستان یک راه اساسی برای آشنایی و ورود به دنیای کودکان هست و بعد از بازی زبان دومشون محسوب میشه. ما برای برقراری ارتباط موثر با کودک به ویژه در هفت سال اول زندگی باید بدونیم داستان‌ها در این سن باید واجد چه ویژگی‌هایی باشن و برای تاثیرگذاری بهتر لازم هست چه نکاتی رو در این رابطه بدونیم و رعایت کنیم.

رشد بچه‌ها تا 7 سالگی چطوریه؟

7 سال ابتدایی زندگی کودک حساس‌ترین دوره رشدی به خصوص رشدذهنی محسوب میشه و ما باید با شناخت نیازها و علایق کودکان محیطی رو برای کشف و تجربه‌شون فراهم کنیم. بالا بودن حس کنجکاوی و علاقه شدید به یادگیری در این سن این کار رو از جهتی برای ما آسون می‌کنه؛ چون هر لحظه و هر فعالیتی در زندگی کودک میتونه تبدیل به بستری برای رشد جنبه‌های مختلف و همچنین آموزشش بشه.

از 1 تا 5 سالگی تکلم واقعی در کودکان شکل می‌گیره و فهم بهتر معنی لغات و ارتباطات معنایی در قالب ارتباط و مکالمات روزمره با والدین، اطرافیان و‌ گروه هم‌سالان و... اتفاق می‌افته و کودک کم کم یاد می‌گیره دنیای پیرامون خودش رو با استفاده از «زبان مادری» بهتر بشناسه و بر اساس این تجربه از اطراف، مفاهیم رو تعبیر و تفسیر کنه. رشد زبانی کودک با رشد ذهنی، جسمی و اجتماعی کودک در ارتباط هست.

عواطف و احساسات در این سن به صورت آشکارتری بیان می‌شه. در سال‌های ابتدایی زندگی، ابراز احساسات بیشتر در قالب گریه خودش رو نشون میده اما با یادگیری لغات و مفاهیم گوناگون و رشد شناختی، کودک کم‌کم راه بروز صحیح عواطف و احساسات رو یاد می‌گیره.

سرعت ادراک در 7 سال اول روند صعودی داره اما هنوز از کودک زیر هفت سال نمی‌تونیم انتظار داشته باشیم مفاهیم رو به سرعت یک کودک دبستانی دریافت و پردازش کنه. کودک در این سن قدرت درک مفاهیم انتزاعی رو نداره و بهتره سراغ توضیح مسائل پیچیده نریم و زبان مخصوص کودک خودمون رو یاد بگیریم.

یادگیری کودکان در این سن بیشتر از طریق فعالیت‌های محسوس و عینی اتفاق می‌افته و وقتی بستری رو برای کشف دنیای پیرامونشون فراهم کنیم، رشد شناختی در مسیر درست‌تری قرار می‌گیره. رشد ذهنی کودک هم سرعت زیادی داره و همین مسئله باعث میشه دوره اوج خلاقیت کودک در این سن باشه که به صورت مستقیم روی خلاق بودن او در آینده تاثیر خواهد گذاشت.

چرا باید قصه بگیم؟!

همون‌طور که گفتیم قصه زبان دوم کودک هست؛ به این علت که کودک رو در موقعیتی قرار میده که میتونه در عالم خیال با فضا و شخصیت داستان ارتباط برقرار و باهاش هم‌ذات پنداری کنه. حالا این فضاسازی و خلق موقعیت در قالب داستان‌پردازی چه فوایدی برای کودک داره؟

از ظرفیت قصه میشه برای تقویت مهارت‌ها استفاده کرد. استفاده از کتاب‌های تعاملی و داستان‌های مشارکتی و قصه‌گویی با همراهی کودک میتونه بهش جسارت حرف زدن و ابراز وجود بده تا بتونه آنچه ذهنش خلق کرده رو در معرض شنیدن دیگران قرار بده. وقتی خود کودک قصه خلق می‌کنه یا در خلق قصه و تعیین روند داستان مشارکت داره، حس اعتماد به نفس در او تقویت میشه.

قصه میتونه مهارت‌های کلامی رو هم تقویت کنه. وقتی قدرت تکلم کودک در حال رشد هست شنیدن واژه‌های مختلف میتونه به بهتر حرف زدنش کمک کنه. همچنین کودکی که بیشتر می‌شنوه و بیشتر صحبت می‌کنه دستگاه کلامی و دایره واژگانی قوی‌تری پیدا می‌کنه.

مهارت‌های شنوایی و بینایی هم با قصه تقویت میشه. دیدن چیزهایی که قبلا ندیده و شنیدن چیزهایی که قبلا نشنیده کمک می‌کنه کم کم یاد بگیره دنیای اطراف خودش رو بهتر ببینه و بهتر بشنوه. زندگی کردن در دنیای قصه‌ها و خیال‌پردازی کودک رو به سمت کشف بهتر دنیا سوق میده تا از شنیدن صداها، دیدن رنگ‌ها و ... لذت بیشتری ببره.

متاسفانه امروزه به علت آموزش‌های مستقیم و حجم زیاد اطلاعاتی که کودک از سنین کم با اون‌ها مواجه میشه، قدرت تخیل اون‌طور که باید رشد پیدا نمی‌کنه. کودک به طور طبیعی تخیل فعال داره و والدین باید امکان تخیل بیشتر و تقویت قوه خیال رو فراهم کنن. تخیل به کودک کمک می‌کنه نگاه متفاوتی نسبت به مسائل داشته باشه که تو حل مسائل مختلف و باز کردن گره‌ها و چالش‌ها خیلی به کمکش میاد و میتونه ازش یه ایده‌پرداز بسازه. قصه میتونه یک ابزار حرفه‌ای برای تقویت خیال در کودکان باشه.

کودکان زیر هفت سال هنوز به شناخت و تعریف صحیح و مشخصی از دنیای پیرامون نرسیدن. قصه می‌تونه مهم‌ترین ابزار برای تصویر کردن دنیا به زیباترین شکل برای کودک باشه و در شکل‌گیری ذهنیت کودکان درباره آدم‌ها، اشیاء، طبیعت و... و ارتباط اونها با هم مهم‌ترین راهکار تلقی میشه چون می‌تونه مفاهیم پیچیده رو به شکل ملموس برای کودک به تصویر بکشه. ذهن کودک از هنگام تولد هر اتفاق پیرامونی رو به عنوان یک الگو در خودش ذخیره می‌کنه و برای حل مسائلی که کم کم با اون‌ها مواجه میشه از الگوهای قبلی کمک می‌گیره تا راه مناسب رو پیدا کنه. هرچه الگوهای ذهنی و تجارب زیسته کودک در بستر طبیعی رشدش بیشتر باشه، قدرت حل مسئله و بهره هوشی بهتری خواهد داشت. کتاب‌ها و داستان‌ها می‌تونن روایت‌های متفاوتی رو در ذهن ثبت کنن و و ذهن بر اساس همین روایت‌ها به الگوهای متعددی در طول زندگی دست پیدا می‌کنه این مفهوم به هوش روایی معروف هست. اگر دوست داشتید می‌تونید اینجا کمی بیشتر درباره این مفهوم نسبتا جدید بخونید 😊

خلاقیت، میوه تخیل هست و هرچقدر تخیل بچه‌ها قوی‌تر باشه قدرت خلق ذهنی‌شون بیشتر تقویت میشه و میتونن ایده‌های جدیدی خلق کنن و نظرات متفاوتی داشته باشن ضمن اینکه به داشتن تفکر تحلیلی و انتقادی اون‌ها در آینده هم کمک می‌کنه.

از دیگر فواید قصه‌ها میشه به تقویت روابط اجتماعی و برقراری ارتباط موثر با دیگران اشاره کرد. همچنان که کودک با شخصیت‌های مختلف، نحوه حل مسائل یا ارتباطشون با سایر شخصیت‌ها آشنا میشه یاد می‌گیره چطور میتونه با دیگران تعامل داشته باشه. همچنین با احساسات مختلف نظیر ناراحتی، خوشحالی، عصبانیت، نگرانی و... آشنا میشه و راه بروز عواطف و احساساتش در قالب‌های مختلف رو یاد می‌گیره. ویژگی‌های مثبت اخلاقی شخصیت‌های داستانی هم می‌تونن کم کم برای بچه‌ها پررنگ بشن و پایه‌های مفاهیم انسانی رو در ذهن اون‌ها شکل بدن.

شخصیت‌های داستانی ظرفیت بسیار خوبی برای الگوسازی هستند. هرچند که والدین بهترین الگوی رفتاری و عملی برای کودکان محسوب میشن اما قهرمان‌های خیالی یا واقعی داستان‌ها همیشه برای کودکان جذاب و دوست داشتنی هستن و به تبع الگوپذیری از اون‌ها هم بسیار پررنگ هست.


قصه گویی

قصه باید چه شکلی باشه؟!

در انتخاب کتاب یا داستان برای زیر هفت سال هم باید به ویژگی‌های رشدی این رده سنی و هم ویژگی‌های فردی هر کودک توجه داشت. دانستن این نکات می‌تونه به ما در انتخاب بهتر کمک کنه.

  • داستان‌ باید کوتاه و به شکل داستان یک خطی باشه یعنی یک شخصیت اصلی و یک گره مشخص وجود داشته باشه که در انتهای داستان گره حل میشه. شخصیت‌های پیچیده و متعدد میتونه برای کودک خسته یا گیج‌کننده باشه.

 

  • شخصیت‌ها باید یا سفید (خوب) یا سیاه (بد) باشن و شخصیت‌های خاکستری نباید در قصه‌های این سن وجود داشته باشه چون هنوز توانایی تحلیل رفتارها رو ندارن و نمی‌تونن یک شخصیت خاکستری که گاهی خوب و گاهی بد هست رو درک کنن در نتیجه همه رفتارهاش رو خوب یا بد می‌بینن و این مسئله می‌تونه به درک صحیح اون‌ها از مفاهیم خوب و بد‌ آسیب بزنه.

 

  • داستان نباید پیامی رو به صورت مستقیم به کودک منتقل کنه و یک نتیجه‌گیری مشخص اخلاقی داشته باشه. کودکان ذهن تحلیل‌گر ندارند و بیشتر درگیر روند قصه میشن و نباید به قصه به عنوان یک ابزار برای تادیب کودک نگاه کرد.

 

 

  • البته در ادامه نکته قبل باید بگیم که خلق یک کارآکتر خاص که کودک با اون ارتباط خوبی برقرار می‌کنه و دوستش داره میتونه به بهبود رابطه کودک با والدین یا مربی کمک کنه و کودک حرف‌های شخصیت مورد علاقه خودش رو راحت‌تر می‌پذیره به شرط اینکه پیام‌های اون کارآکتر بیش از حد معمول نباشه و به صورت غیرمستقیم بیان بشه.

 

  • با اینکه تخیل در هفت سال اول نقش بسیار پررنگ و تعیین کننده‌ای رو در پرورش خلاقیت کودک ایفا می‌کنه اما باید بین داستان‌های خیالی و واقعی تا حد ممکن تعادل برقرار کنیم چون در این سن توان تشخیص امر شدنی با امر نشدنی (واقعیت و خیال) برای کودک وجود نداره و استفاده بیش از حد از عنصر خیال در قصه‌ها میتونه کودک رو در کشف صحیح دنیای واقعی دچار مشکلاتی کنه.

 

 

  • کودکان دلباخته داستان‌ها و شخصیت‌های هیجان انگیز اون میشن و نه تنها از تکرار یک قصه خسته نمیشن بلکه از شنیدن چندباره‌ش لذت می‌برن اما باید بدونیم که استفاده بیش از حد از عناصر هیجان انگیز که موجب ایجاد ترس در کودکان میشه همچنین برچسب زدن به شخصیت‌های داستانی و اشاره بیش از حد به ویژگی‌های منفی اونا میتونه موجب اضطراب و ترس همیشگی یا پنهان در کودک بشه.

 

  • به طورکلی انتخاب نوع قصه و کتاب باید متناسب با مخاطب باشه و در سن زیر هفت سال از داستان‌های ساده با خط داستان مشخص و واضح و کتاب‌های تصویر محور استفاده بشه.

قصه کجاها به کارمون میاد؟!

قصه فقط برای زمان خواب نیست و از هر زمانی میشه برای قصه‌گویی استفاده کرد و اگر ما قصه‌گوی خوبی باشیم، بچه‌ها ظرفیت شنیدن قصه در هر موقعیتی رو دارن. قصه باید در بستر زندگی بچه‌ها در جریان باشه. وقتی اتفاق خاصی در زندگی کودک می‌افته یا وقتی ترسی رو تجربه می‌کنه، وقتی با هم‌سالانش دچار چالش میشه و کارشون به دعوا می‌کشه، مراسم‌ها و موقعیت‌های مختلف مذهبی ـ ملی و مناسبت‌های خانوادگی، وقتی حوادث ناخوشایند اجتماعی به وجود میاد، حتی موقع آشپزی، بازی و... هر موقعیتی میتونه بستری برای قصه‌گویی باشه. با این کار می‌تونیم توجه کودک رو به کاری که می‌کنه جلب کنیم، یا بستری برای طرح مسئله و یادگیری اون فراهم کنیم، حس مسئولیت اجتماعی یا ویژگی‌های مثبت رو در اون تقویت کنیم، بهش کمک کنیم چطوری می‌تونه مشکل ذهنی یا چالش با دیگران رو حل کنه و همچنین با تصویرسازی و تخیل به درک بهتری از دنیای خودش و دنیای دیگران برسه و درنهایت هم میشه یه سری ویژگی‌های منفی یا اختلالات رو در کودک شناسایی و به رفع اون‌ کمک کنیم.

حالا چطوری قصه بگیم؟!

شاید دغدغه بعضی از والدین این باشه که فرزندشون علاقه چندانی به شنیدن قصه نداره و میگن تا می‌خواهیم براش کتاب بخونیم فوری خسته میشه. واقعیت اینه که همه ما انسان‌ها به شنیدن روایت‌های داستانی و دنبال کردن قصه‌های جذاب علاقه داریم اما مسئله در مورد کودکان کمی متفاوت هست و جذابیت داستان تنها‌ شرط لازم برای گوش دادن بهش نیست! مهارت قصه‌گو در روایت‌گری نقش تعیین‌کننده‌ای در جلب توجه کودک و ترغیب به شنیدن قصه‌ها داره.

قصه‌گویی یه مهارت اکتسابیه و شاید برای شما دوست عزیزی که تا انتهای این مقاله همراه ما بودید و کمی بیشتر از دنیای قصه‌ها می‌دونید لازم باشه با این مهارت و راه‌های مختلف قصه‌گویی هم آشنا بشید.

آی قصه قصه قصه ، نون و پنیر و پسته!

یه شروع هیجان انگیز: شروع قصه میتونه همراه با یه آهنگ یا شعر خاص باشه... مثل شعر آی قصه قصه قصه یا یکی بود یکی نبود و... همچنین میشه یک چالش و مسئله رو در قالب سوال، چیستان، پانتومیم و... مطرح کرد تا توجه کودک به شنیدن قصه جلب و جذابیت بیشتری براش ایجاد بشه.

به عمق داستان برو!: قصه‌گو باید خودش رو در فضای قصه تصور کنه. این‌طوری خیلی خوب میتونه بهترین لحن رو داشته باشه و صداهای مختلف شخصیت‌ها رو خلق کنه. به موقع واکنش‌های مختلف نشون بده و زبان بدنش مطابق با اتفاقات داستان تغییر کنه تا کودک رو با خودش به دنیای اون قصه ببره. اینجاست که خیال‌پردازی آغاز میشه و ...

یه قصه‌گوی خوب حواسش به همه چیز هست!: مشارکت دادن در روند داستان، خلق موقعیت در قالب بازی و نمایش و نقش‌دهی به کودک علاوه بر اینکه میتونه قصه رو جذاب کنه، به افزایش اعتماد به نفسش هم کمک می‌کنه. همچنین قصه‌گو باید حواسش باشه تا در صورت نیاز، بر اساس بازخوردِ کودک در داستان تغییر به موقع ایجاد کنه تا احساس خستگی به وجود نیاد.

از فضاسازی غافل نشید!: فضاسازی می‌تونه جذابیت قصه یا کتاب خوندن رو چندین برابر کنه. کمک گرفتن از فضاهای مختلف و استفاده از ابزارهای متناسب با داستان مثل کلاه، دستکش، سبیل، بادکنک، پارچه، ماسک فانتزی، انواع اسباب‌بازی، عروسک، فیگور و... کمک می‌کنه فضای قصه انرژی و پویایی داشته باشه.

مدل‌های مختلف قصه‌گویی رو امتحان کنید: با چشم‌های بسته به دنیای قصه‌ها سفر کنید. همراه شخصیت‌ها و اتفاقات داستان بازی‌های وانمودی و خیالی انجام بدید. قصه رو تبدیل به نمایش عروسکی کنید. همراه با نقاشی کشیدن از کاراکترها قصه را پیش ببرید. کاردستی شخصیت‌ها، ‌محل زندگی یا ابزار و وسایل اون‌ها رو بسازید. با سایه‌‌ها قصه بسازید و سایه بازی کنید. بازی‌های حرکتی و هیجانی رو به متن قصه‌ها بیارید و...

شما می‌تونید بهترین قصه‌گو برای کودک خودتون باشید اگر دنیای اونو بشناسید و سعی کنید بهش نزدیک بشید.

 

 

«مائده مرادی»

قصه گویی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.