انیمیشن و کارتون

معرفی انیمیشن رایا و آخرین اژدها


امید برای اومدن روزهای بهتر حتی از دل سنگ ها

مقدمه

امسال، سالیه که برای دنبال کننده های انیمیشن سال پرهیجانی محسوب میشه ، انیمیشن هایی که در سبک های مختلف ساخته شدن،

برای علاقه مندای این عرصه یکی از خوش ساخت ترین و هیجان انگیزترین انیمیشن های امسال ، رایا و آخرین اژدها محسوب میشه

رایا و آخرین اژدها که از افسانه های قدیمی مشرق زمین محسوب میشه با رویکرد متفاوتی به فضای سینما اومده

دختری که محافظ یک اعتقاد مهمه و به خاطر اتفاقاتی که در زندگی اش رخ میده شخصیت مستقلی پیدا می‌کنه

بر خلاف انیمیشن های متداولی که ساخته میشه ، که کاراکتر دختر شخصیت وابسته ای داره و منتظره تا کسی بیاد و نجاتش بده

در این فیلم ما شاهد کاراکتر های قوی و مستقلی هستیم که برای نجات و رشد زندگی خودشون و دیگران تلاش میکنن و سختی هارو میپذیرن

پس اگر دلتون دیدن انیمیشنی رو میخواد که شخصیت های قوی داره و علاوه بر این ها خوش آب و رنگ هم هست ، این انیمیشن رو از دست ندید.


ایمان و پشتکار میتونه دل سنگ رو هم نرم کنه ( خطر لو رفتن داستان)

ماجرا از خیلی قدیم شروع میشه ، از زمانی که آدم ها بدون طمع و حرص و دشمنی زندگی میکردن، روزایی که ادم ها کنار موجودات افسانه ای

دیگه ای مثل اژدها زندگی میکردن

همه چی داشت به خوبی و خوشی پیش میرفت تا اینکه این پنج قبیله ای که داشتن با صلح و صفا زندگی میکردن دست به دشمنی با هم زدن، اونا سعی کردن که قدرت هایی که هر کدوم از اون اژدها داشتن رو بدست بیارن

انقدر پیش رفتن تا موجود تاریکی به وجود اومد که از دل همین طمع و حرص و قدرت طلبی آدم ها تغذیه میکرد

این موجود تاریک به هر شهری که می‌رسید یا با هر آدمی که برخورد میکرد اونو تبدیل به سنگ میکرد قضیه تا اونجا پیش رفت

که این تاریکی داشت همه چی رو از بین میبرد.

تا اینکه این موجودات افسانه ای که باهم خواهر و برادر بودن متحد میشن و هر کدومشون قدرتش رو جمع میکنه و به سیسو کوچک ترین اژدها میدن.

بر اثر جمع شدن اون قدرت اون موجود تاریک از بین میره و دوباره ادم ها در صلح و صفا زندگی میکنن اما اتفاقی که که میفته اینه که اون موجودات افسانه ای به خاطر نجات انسان ها سنگ میشن

اما سیسو از دیده ها پنهان میشه تا کسی بیاد و پیداش کنه

همه قدرتشون جمع میشه و توی یک سنگ درخشان محفوظ میمونه

کاراکتر اصلی دیگه ای که وارد داستان میشه رایاست ، یکی از این سرزمین ها ، سرزمین قلبه که مسئول حفظ سنگ اژدهاست

خاندان رایا نسل به نسل حافظ این سنگ بودن تا دست ادم های طمع کار و موجود تاریک بهش نرسه.

پدر رایا آخرین محافظ سرزمین قلب که سعی میکنه دخترش رو محافظ خوبی تربیت کنه اعتقاد داشت که با صلح و دوستی و گفتگو و اعتماد کردن آدم ها به هم میشه مشکل رو حل کرد و دوباره سرزمین کوماندرا(سرزمینی که شامل پنج تا سرزمین میشد که باهم شکل بدن یک اژدها رو میدادن) متحد بشه.

پدر رایا در جهت تلاش برای همین اتفاق، رهبران این پنج سرزمین رو به سرزمین خودش یعنی قلب دعوت میکنه تا بینشون دوستی به وجود بیاره ، اما طی اتفاقاتی که می افته اونها به اعتماد رایا و پدرش خیانت میکنن و میخوان که سنگ اژدها رو برای خودشون بکنن

طی این اتفاق سنگ به چند قسمت تقسیم میشه و هر رهبری تکه ای از سنگ رو برمیداره

موجود تاریک دوباره به خاطر طمع انسان ها برمیگرده و سرزمین قلب از بین میره ، پدر رایا هم که محافظ سنگ بود خودش رو برای نجات رایا فدا میکنه تا اخرین محافظ جونش حفظ بشه پس تاریکی اون رو در بر میگیره و پدر رایا تبدیل به سنگ میشه

دوستی، جوانه ای پنهان در دل خاک

وقتی که پدر رایا چهار قبیله رو به سرزمین قلب دعوت میکنه

یکی از اون قبایل که رهبرش یک خانم قدرتمند بوده دختر کوچکش که همسن رایا بوده رو با خودش به جلسه میاره

توی اون جلسه رایا و اون دختر که اسمش ناماری بوده باهم دوست میشن و ناماری به رایا نقشه ای رو میده که توی اون جای سیسو مشخص شده بوده، ناماری که تحت تاثیر عقاید قدرطلبانه مادرش بوده، به اعتماد رایا خیانت میکنه و اینکارش باعث میشه تا سنگ اژدها به چند تکه تبدیل بشه، هرچند که دوستی رایا و ناماری به دشمنی تبدیل میشه اما اون مثل دانه ای که خودش رو در خاک پنهان میکنه تا به موقعش رشد کنه، این دوستی هم پنهان میشه و در جایی که هردو این شخصیت ها بهش نیاز دارن خودش رو نشون میده، این اتفاق اما باعث میشه که رایا توی زندگیش به کسی اعتماد نکنه، این قضیه توی انیمیشن به خوبی نشون میده که چقدر رفتار ما روی اطرافیانمون اثر میزاره و چقدر باید فکر شده با دیگران برخورد داشت، اثر هر برخورد میتونه یک اتفاق خوب یا بد رو در زندگی بقیه رقم بزنه، اتفاقی که خیلی خوب توی انیمیشن نشون داده شده.

گاهی تنها راه نجات زدن به دل مشکلاته

رایا که سالهای سخت کودکیش بدون پدرش رو پشت سر گذاشته

حالا تبدیل به محافظی تمام عیار شده که داره برای نجات زندگی خودش و بقیه تلاش میکنه

اما اتفاقی که میفته اینه که رایا باید سیسو اژدهایی که تبدیل به سنگ نشده رو پیدا کنه، یعنی آخرین امید نجات، اما سر راهش

تعداد بسیار زیادی از مشکلات رو میبینه

رایا با نقشه ای که از ناماری گرفته بود راهی میشه تا سیسو رو پیدا کنه، اون بعد از طی کردن مسیری سخت و زیاد موفق میشه سیسو رو پیدا کنه، اما پیدا کردن سیسو نه تنها مشکل رو حل نمیکنه بلکه سختی اش رو چند برابر میکنه چون حالا رایا باید بقیه تکه سنگ های اژدها رو هم بدست بیاره تا بتونه خواهر و برادر های سیسو رو هم برگردونه تا با کمک اونها تاریکی کامل از بین بره

رایا و سیسو تصمیم میگیرن تا با کمک همدیگه این مسیر رو طی کنن، نکته ای که جالبه اینه که رایا و سیسو توی مسیرشون با آدم های مختلفی برخورد میکنن، و به سرزمین های مختلفی سفر میکنند، آدم هایی که خودشون هم آسیب دیده بودن یا کسایی که با وجود اینکه خطر هجوم تاریکی بهشون خیلی زیاد بود اما هنوزم به زندگی عادیشون بدون توجه به خطر میپرداختن یا با آدم هایی که حاضر نبودن از طمع و قدرت طلبیشون بگذرن و جون بقیه رو هم فدا میکردن، از طرفی آدم هایی هم بودن که حاضر شدن توی این مسیر با رایا و سیسو همکاری کنن تا بتونن به تاریکی ها پیروز بشن دقیقا این دسته خودشون جز کسایی بودن که بشدت از تاریکی صدمه خورده بودن، دیدن این صحنه ها توی انیمیشن مارو یاد آدم ها و اتفاق هایی میندازه که در زندگیمون هم باهاش روبروییم

اینکه طمع میتونه چطوری آدم هارو عوض کنه یا کسایی که حاضرن برای کمک به بقیه سختی هارو تحمل کنن اینا همه مواردی هستن که به راحتی توی زندگی واقعی برامون قابل لمس ان.

 

حالا رایا به همراه همراهانش تکه های سنگ اژدها رو به‌‌‌‌دست میاره، اما آخرین تکه دست ناماری و مادر قدرت طلبش مونده

مادر ناماری که بشدت قدرت طلبه و برای حفظ جان قومش حاضره بقیه رو نابود کنه، اجازه نمیده که ناماری خوبی درونش رو نشون بده، اون اعتقاد دخترش به سیسو رو تمسخر میکنه در صورتی که ناماری در اعماق وجودش آدم خوبیه و اعتقاد عمیقی به برگشت سیسو و نجات دنیا داره

رایا که برای گرفتن آخرین تکه سنگ میاد، مشکل قدیمی رایا و ناماری سر باز میکنه، حالا این دو دوست قدیمی و دشمنان حاضر باید تصمیم بگیرن که بین نفرت و دوستی یکی رو انتخاب کنن

شرایط سرزمین ناماری بهم ریخته شده و تاریکی ها به اونجا هجوم اوردن، خشم قدیمی رایا شعله ور شده و عصبانیت تمام وجودش رو گرفته، حالا وقتیه که باید بین خوب و بد دست به انتخاب بزنه

اما یک اتفاق باعث میشه همه چی تغییر کنه...

مرز بین زندگی و نابودی گاهی به باریکی یک تار مو میشه...

ناماری که بشدت درگیر سخت گیری های مادرش بوده، تصمیم میگیره تا سیسو رو از بین ببره تا این قضیه برای همیشه تموم بشه، توی زمانی که اون میخواد این کار رو انجام بده رایا دخالت میکنه و این باعث میشه تیری که ناماری پشیمون از پرتابش میشه به سیسو برخورد کنه و اون به اعماق آب ها بره

اونها سیسو یعنی آخرین امیدشون رو هم از دست میدن

خشم بسیار زیاد رایا جلوی فکر کردنش رو میگیره

اون همه چی رو از چشم ناماری میبینه و میخواد انتقامش رو از اون بگیره

اما طی اتفاقاتی که میفته دوستانش اون رو متوجه میکنن که اگر بخواد با انتقام زندگیش رو ادامه بده همه اونها و همه آدم ها نابود میشن، پس اینجا اتفاق نهایی و مهم فیلم میفته

اونها توی مسیری که طی میکنن تا به سرزمین ناماری برسن، خاطره ای از سیسو رو میشنون که مربوط به روز سرنوشت ساز مبارزه خواهران و برادران اژدها با موجود تاریک و پلید میشه

سیسو میگه که اون کوچک ترین عضو خانواده اژدها بود، اون روز همه برادرها و خواهرانش جمع میشن و تمام قدرت خودشون رو جمع میکنن و مجموع این قدرت رو در قالب سنگ اژدها به سیسو می‌بخشن تا اون بتونه تاریکی رو نابود کنه

یعنی اونها هر کدومشون از خودشون میگذرن و فداکاری میکنن و باهم متحد میشن تا این اتفاق بیفته

رایا و دوستانش در بحبوحه نبرد با تاریکی متوجه میشن که اونها هم دقیقا باید همین کار رو انجام بدن تا سنگ دوباره قدرت خودش رو بدست بیاره

قدرتی که سنگ باهاش طمع موجود تاریک رو از بین میبرد همون از خودگذشتگی، مهربونی و فداکاری بود.

رایا، ناماری و دوستانشون جمع شدن و با گذشتن از جان خودشون بار دیگه قدرت زیادی رو به سنگ بخشیدن تا با اون دوباره سرزمین های اژدها رو از چنگ موجوهای پلید و تاریک دربیاره.

 چقدر خوب این نکته توی انیمیشن نشون داده شده که چقدر دوست خوب و عاقل توی روند تصمیم گیری هر کسی اثر میزاره وجود یک همنشین خوب میتونه هر کسی رو رشد بده و وجود یک همنشین یا دوست بد میتونه ادم رو توی دردسر بندازه.

.هرچی جلوتر میریم در انیمیشن می‌بینیم که چقدر اطرافیان هر کاراکتری در تصمیم گیری هاش موثر بودن

روزهای خوب همیشه بعد از امتحان های سخت پیدا میشن

شاید به‌‌نظر برسه که همه چیز همین‌جا تموم میشه اما این‌طور نیست

با از خود گذشتگی رایا و دوستانش، یکبار دیگه جهان کوماندرا پر از صلح و دوستی میشه.

به خاطر این اتفاق نه تنها سیسو بلکه همه اعضای خانوادش میتونن به کوماندرا برگردن، یکبار دیگه همه خوشحال و شاد میشن و رایا هم میتونه دوباره پدرش رو ببینه.

هر کدوم این شخصیت ها مسیری رو طی می‌کنن تا به رشدبرسن و بهترین تصمیم ها رو برای آرامش خودشون و بقیه بگیرن.

نکاتی که حتما باید بهش توجه کنیم

ما توی انیمیشن دیدیم که چقدر نقش والدین در تربیت و فکر بچه هاشون تاثیر گذار بود، به خوبی نشون داده میشد که اگر والدینی قدرت طلب باشن چه اتفاقی می‌افته برای بچه هاشون یا اگر والدینی اهل تفکر و صلح باشن چه اتفاقی میفته.

نقش خانواده واقعا توی این انیمیشن به خوبی نشون داده شد.

نکته دیگه این بود که همه کاراکتر های فیلم به نوعی با از دست دادن یک عزیز در خانوادشون روبه‌رو می‌شدن

اینکه هر کاراکتری چه عکس العملی داشت هم به نوعی جالب بود، این می‌‌تونه بهانه ای بشه تا با بچه هامون در مورد مفهوم از دست دادن و راه های کنار اومدن با این اتفاق صحبت کنیم

گاهی از دست دادن فقط در مورد یک عزیز نیست، گاهی از دست دادن می‌تونه در مورد هر موردی اتفاق بیفته.

همون طور که در طول متن هم اشاره کردیم، میتونیم ببینیم که ویژگی های منفی چقدر می‌تونه روی زندگی خودمون یا اطرافیانمون اثر گذار باشه

تقابل این ویژگی ها در این انیمیشن به خوبی نشون داده شد.

جمع بندی

همه انیمیشن بر محور ایمان داشتن به اتفاقی بود که شاید کمتر کسی اون رو قبول داشت اما رایا ثابت قدم موند روی اعتقادش و این رو به همه ثابت کرد.

ایمان مثل نوری می‌مونه که حتی در تاریکی محض هم راه رو روشن می‌کنه و نمی‌‌گذاره انسان گمراه بشه.

در آخر این نکته رو بهتون میگیم که، انیمیشن رایا مفاهیم عمیقی داره که خیلی خوب میشه در موردش با بچه هامون صحبت کنیم

با انیمیشن های شبیه به خودش فرق میکنه و این همون امتیازیه که اون رو نسبت به بقیه متمایز میکنه

خودتون رو از لذت دیدن یک انیمیشن جدید، خوش ساخت و پر از تکنولوژی های جدید محروم نکنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.