انیمیشن و کارتون

معرفی انیمیشن inside out

زندگی اینگونه است

گاهی خوشی گاهی غم

 

 

معرفی سیر کلی داستان

توی لیست بهترین انیمیشن های ساخته شده حتما به درون برون یا اینساید اوت برخورد می‌کنید ، درسته که چندین سال از ساخته شدنش میگذره

اما اصلا این موضوع از جذابیت هاش کم نمیکنه ، انیمیشنی که داستان لطیف و آموزنده ای رو در مورد شناخت درونمون روایت میکنه

 اینساید اوت داستان زندگی دختری به‌نام «رایلی» است که دنیای درون ذهن و بیرون ذهنش نشون داده میشه.

همراه هر شخصیتی به درونش سفر می‌کنیم تا با احساساتش آشنا بشیم، احساساتی که میتونه روی رفتارهامون تاثیر بزاره.

انیمیشن به خوبی این رو نشون میده که وقتی قراره یک تصمیمی رو بگیریم چقدر عوامل متعددی در درونمون تاثیر گزاره

بعضی وقتا فکر می‌کنیم که ممکنه در زندگی فقط به شادی و خاطرات خوب احتیاج داریم ، در صورتی برای اینکه زندگی متعادلی داشته باشیم همزمان به شادی،غم، خشم و ترس احتیاج داریم .

کارگردان انیمیشن اینساید اوت به تازگی انیمیشن روح رو کارگردانی کرده،باید بدونیم که این دو انیمیشن به مسائلی میپردازه که

بیشتر مورد علاقه ادم بزرگاست.

می‌تونیم این سبک انیمیشن هارو ببینیم و خودمون مسائل درونش رو برای بچه ها توضیح بدیم

یکی از مهم ترین مسائلی که در این انیمیشن نشون داده شده، داستانی هست که ما همیشه برای فهمیدنش دشواری داشتیم

داستانی که در مورد مفاهیمی مثل هویت انسان، اعتماد به نفس، استعداد و خاطره صحبت میکنه.

همه اتفاقات از درون ما سرچشمه میگیره (خطر لو رفتن داستان)

رایلی دختری که شخصیت اصلی داستانمونه و اتفاقات حول محور اون میفته ، از روزی که به دنیا میاد پنج حس اصلی

در درونش شروع به کار میکنن.

کارشون چیه؟ خاطره سازی برای رایلی

خاطرات هستن که شروع به ساختن شخصیت رایلی میکنن، و بخش های مختلف وجودش رو کامل می‌کنند

حالا این پنچ  حس که یک جورایی قهرمان های اصلی داستان هستن شامل شادی،غم،خشم،ترس و نفرت میشن

کاراکتر اصلی داستان وقتی به دنیا میاد و از لحظه ای که چشم هاش رو باز میکنه حس های درونش کارشون رو شروع میکنن

هر کدوم از این حس ها وظیفه خاطره سازی برای کودک رو برعهده دارن، اونا سعی میکنن که اتفاقات مهم زندگی دختر رو حفظ کنن و اون رو به بخش های مربوط به خودش بفرستن.

هر خاطره ای متناسب با احساسی که اون دختر داره، رنگش فرق داره

رنگ زرد، رنگ خاطره های شاد و دوست داشتنیه

خاطره های غمگین با رنگ آبی درست میشه

رنگ قرمز مربوط به خشمه، رنگ سبز برای نفرت و رنگ بنفش برای خاطره هایی که توش چاشنی ترس وجود داره

تمام این ها کنار هم بخش های اصلی شخصیت کاراکترمون رو تشکیل میدن.

خب تا اینجا بنظر همه چی طبیعی میاد

اما چه اتفاقی میفته که داستان رو وارد چالش میکنه؟

کاراکتر اصلی یعنی رایلی  با تولدش در این دنیا پنج حس فعال در درونش داره که مرکز فرماندهی وجودش هستن

شادی که یک شخصیت فعال و با نشاط داره میخواد که تمام خاطراتی که رایلی داره، خاطرات شاد باشه

اینکه هیچ غم، ترس، ناراحتی توش وجود نداشته باشه.

کاراکتر شادی میخواد دختر بچه قصه همیشه فقط در حال بازی و خندیدن باشه و هیچ لحظه ای ناراحت نشه

شادی سعی میکنه که مراکز اصلی شخصیت رایلی رو فقط با خاطره های خوشحال کننده بسازه

یه جورایی انگار بقیه حس ها نقشی توش ندارن

شاید توی نگاه اول اتفاق خوبی بنظر بیاد که آدم هیچ حسی بجز شادی رو تجربه نکنه، خب انگار این آدم دیگه نباید هیچ مشکلی داشته باشه

اما وقتی دختر قصه ما، از سن کودکی خارج شد و وارد سن نوجوانی میشه قضایا جور دیگه ای رقم میخوره.

خانواده رایلی تصمیم می‌گیرن از اون شهری که تمام کودکی و خاطرات شیرینش رو اونجا گذرونده برن و وارد شهر جدیدی بشن

ورودی که با یک بحران همراهه ...

تا اینجای قضیه انگار عادیه، اما یک سری بریم به درون دختر و ببینیم که چه خبره

از اونجایی که کاراکتر شادی تمام مدت سکان دار هدایت احساسات رایلی بوده، نذاشته که اون به درستی و درجای خودش حس غم، ناراحتی و خشم رو تجربه کنه

و حالا که اونا به شهر جدیدی اومدن و همچنین با تغییر سن دختر، خانواده با تجربه های احساسی متفاوت و سختی روبرو میشه.

از اونجایی که رایلی باید در کنار شادی، احساس غم رو هم به درستی تجربه کنه اما شادی نمیزاره که این اتفاق بیفته

اون میخواد به زور دور احساس غم حصار بکشه و نزاره اون توی احساسات دختر نقشی داشته باشه.

همین قضیه باعث میشه که رایلی در مواجهه با مسائل مختلف شکست بخوره و اون مراکز اصلی شخصیتش که شامل خانواده و دوستان و بازی و... بوده رو از دست بده.

طی این اتفاقاتی که در داستان میفته کاراکتر شادی و غم با هم تلاش میکنن تا بتونن خاطرات اصلی رایلی رو به جای خودش برگردونن

توی این همکاری، شادی متوجه اشتباهش میشه

شادی می‌فهمه که این حس خوبی که بعد از پشت سر گذاشتن یک ناراحتی، حل کردن یک مشکل، برای رایلی پیش میاد این همون حس عمیق و ماندگاره

متوجه میشه که باید بزاره شخصیت اصلی علاوه بر تجربه احساس شادی، بقیه احساسات رو هم به اندازه تجربه کنه

زندگی وقتی میتونه متعادل باشه که هر کسی احساس شادی، غم، ناراحتی، خشم، انزجار و ترس رو به اندازه خودش و در جای درستش احساس کنه

این نشون میده که یک فرد در تعادل رفتاری و احساسی هست.

بعد از اینکه شادی این رو متوجه میشه تصمیم میگیره که این خودخواهی رو کنار بزاره و در کنار غم و بقیه احساسات، شخصیت رایلی رو شکل بده

اساسی ترین محل برای رشد شخصیت

نکته ای که کاملا داخل روند انیمیشن بهش توجه زیادی شده نقش خانواده در شکل گیری شخصیت رایلیه

اینکه خانواده چقدر میتونه در خاطره سازی برای بچه نقش داشته باشه

اگر دقت کنید در تمام خاطرات خوب و مهمی که توی ذهنش ثبت می‌شده نقش پدر و مادرش خیلی مهم و اساسی بوده

کوچک ترین رفتاری که پدر و مادر رایلی باهاش انجام می‌دادن مثلا، مثل شب بخیری که موقع خواب بهش میگفتن توی وجودش ذخیره میشد و وارد بخش مربوط به خانواده در ذهنش میشد

یا اینکه اگر موقعی که رایلی با چالش های احساسی روبرو میشه، خانواده اش بیشتر حواسشون بهش می‌بود و باهاش صحبت می‌کردن شاید این مسائل براش راحت تر حل میشد.

پس نقش خانواده در شکل گیری خاطرات، شخصیت و احساسات رو کاملا در این انیمیشن می‌تونیم ببینیم.

اینساید اوت انیمیشنی متفاوت

بر خلاف اکثریت انیمیشن ها که یک شخصیت مطلق خوب و مطلق بد داریم

در این انیمیشن شاهد این اتفاق نیستیم

در واقع در این فیلم قهرمان و ضدقهرمان نداریم بلکه شخصیت هایی رو داریم که هر کدوم درتلاشن تا بهترین عملکرد رو داشته باشن و در آخر هم می‌بینیم که به اتحاد خوبی دست پیدا می‌کنند.

هر کاراکتری که در این انیمیشن حضور داره یک روند رشدی رو طی میکنه. هر کدوم از احساسات پنج گانه از ابتدای فیلم تا انتهای فیلم تعامل با هم رو یادمیگیرن ،اینکه چطور باید کنار هم باعث این بشن که رایلی شخصیت اصلی داستان روند رو به رشدی رو طی کنه و البته تمام کاراکتر های فیلم این روند رو طی می‌کنند.

انیمیشنی با ساختار روان شناسانه

جالبه بدونید که در ساخت این انیمیشن از نکات روان شناسانه زیادی استفاده شده

البته با توجه به اینکه این اثر انیمیشن هست پس یکسری از نکات ساده سازی هم شدن

مثلا پژوهش هایی که روی مغز انجام دادن این رو نشون میده که ما برای هر یک از هیجان های اصلی خودمون سیستم های جداگونه ای داریم که این بخش ها با هم در تعامل هستن و وقتی که هر کدوم از این بخش ها از بقیه جدا بشن مشکلاتی بوجود میاد، دقیقا شبیه اتفاقی که توی انیمیشن برای رایلی میفته.

یا یکی دیگه از مسائل مطرح شده که در روان شناسی به اون می‌پردازن، اینه که هر کسی باید برای مسائل مختلف برای خودش زمان سوگواری قرار بده.

اگر این زمان درست طی بشه حس سنگین از دست دادن کسی یا وسیله ای یا هر اتفاق دیگه ای کمرنگ میشه

دقیقا در انیمیشن می‌بینیم که رایلی به زمانی احتیاج داشت تا برای تغییر شهرش، دوستانش و حسی که در کودکی داشت فکر کنه و به شرایط جدیدش کم کم عادت کنه در واقع نقش مهم حس غم و ناراحتی رو در این انیمیشن به خوبی نشون میده.

در این فیلم از مفهوم نمادین رنگ‌ها به خوبی و درستی استفاده شده . مثلا کاراکتر «غم» دارای رنگ آبی است که در بحث روانشناسی رنگ‌ها یادآور اندوه و تفکر است. یا شخصیت «خشم» در کنار فرم مربعی شکلی که دارد، قرمز رنگ است. این تاکید و تفکیک رنگی که هوشمندانه در این اثر مورد استفاده قرار گرفته ، یک مزیت دیگه هم داره و اون اینه که به مخاطبین کودک و کم سن‌ و سال‌ خودش در شناختن هر چه بهتر عواطف و احساسات از یکدیگر کمک میکنه.

جمع بندی

اگر دنبال انیمیشنی عمیق، همراه با نکات روانشناسانه در مورد ساختار وجودی انسان هستین پیشنهاد ما به شما دیدن این انیمیشن

خوش ساخت و جذابه.

این انیمیشن رو ببینید و نکات خوب اون رو به بچه ها منتقل کنین، لذت رفتن به درون ساختار وجودی انسان رو از دست ندین.

برای دیدن این انیمیشن کلیک کنید

 

.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.